روش تعیین «سطح توانگری بیمه» برای شرکت های دولتی تغییر کند

روش تعیین «سطح توانگری بیمه» برای شرکت های دولتی تغییر کند" این تیتری است که طی دو روز اخیر به شدت در خبرگزاریها و شبکه های اجتماعی مجازی دست بدست می شود.

دیروز نیز بیمه ایران در خبری که برای خبرگزاری ایرنا ارسال کرده بود و همچنین روابط عمومی این شرکت منتشر کرد از قول معاونت توسعه مدیریت و منابع بیمه ایران اذعان داشته که اگر بنا باشد توانگری مالی بیمه ایران با فرمول کنونی محاسبه شود، نتیجه حاصله با واقعیت و برداشت اولیه ذهنی مخاطب از تعریف توانگری فاصله خواهد داشت.

 اگرچه انتشار خبر" ضرورت تغییر فرمول توانگری مالی بیمه ایران " این روزها به دلیل نزدیکی به مجمع این شرکت بیمه ای و از سوئی موعد  تعیین توانگری مالی شرکتهای بیمه کمی عجیب به نظر می رسد ؛ اما پرواضح است که بررسی این پیشنهادات که با چه زمینه علمی و فنی بیمه گری مطرح شده ، خالی از لطف نیست.
ضمن اینکه  زیان انباشته بیش از 6000 میلیارد تومان ، توانگری مالی سطح چهار و البته دارا بودن میزان زیادی از کسری ذخائراین شرکت بیمه ای  به استناد گزارش حسابرس در سال 95 ، که از سوی رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس نیز ابزار نگرانی شده ، وضعیت تنها شرکت بیمه دولتی را بحرانی کرده است.

معاونت  توسعه مدیریت و منابع بیمه ایران روز گذشته در خبری، بیمه ایران را توانمند ترین شرکت بیمه ای خوانده ، بدون هیچ تردید شکی نیست که بیمه ایران سالها به عنوان لیدر صنعت بیمه نقش اثرگذاری در اقتصاد کشور داشته ؛اما این شرکت بیمه ای به دلیل ضعف مدیریت سالهاست که دچار بیماری صعب العلاجی شده که نیازمند جراحی است در این راستا اخبار تبلیغاتی کمکی به آن نمی کند چرا که این شرکت سترگ و با قدمت بیش از هر چیزی نیازمند شفاف سازی است.

ضمن اینکه شیفت دادن چالش ها به مدیران سابق نیز دردی را دوا نمی کند چرا که مشاهده شده مدیران بیمه ایران مکررا  تصریح می کنند که چالش های فعلی مربوط به دوره های قبل است.

اما نگاهی به لیست مدیران فعلی نشان می دهد همان افراد در دوره ده ساله اخیر صاحب پستهای کلیدی بودند از جمله محسن پورکیانی ، مدیر عامل فعلی و مدیر پیشین برنامه و بودجه بیمه ایران ، امیر نعمت الهی معاونت طرح و توسعه فعلی و مدیر مالی سابق ، ابراهیم حمیدی ، معاون طرح و برنامه و عضو هیات مدیره سابق بیمه ایران و مدیر عامل فعلی بیمه ایران معین.
و البته افرادی که طی ده سال اخیر در بیمه ایران دارای مناصب حساس بودند و به شرکتهای دیگر رجعت کردند مانند جباری ، معاون اداری و مالی پیشین بیمه ایران و رئیس فعلی صندوق خسارات بدنی، سهامیان  مدیر عامل پیشین و عضو هیات مدیره فعلی بیمه تعاون  ،ریاحی فر ، مدیر درمان بیمه ایران و مدیر عامل فعلی بیمه اتیه سازان حافظ ، حیدری عضو هیات مدیره بیمه ایران که اخیرا نام وی برای مدیر عاملی چند شرکت بیمه  شنیده شده ، تاجیک عضو پیشین هیات مدیره بیمه ایران و عضو فعلی هیات مدیره بیمه ما و امرالهی مدیر عامل پیشین بیمه ایران و مدیرعامل عامل بیمه رازی که چند وقت پیش ازین شرکت بیمه ای نیز جدا شد.

نام این اسامی خودبخود این سوال را ایجاد می کند که این افراد که هم اکنون در شرکت بیمه ایران و سایر شرکتهای دیگر صاحب پستهای کلیدی هستند چه سهمی در چالش های این شرکت داشته اند ؟

و اما بپردازیم به پیشنهاد اخیر مدیران بیمه ایران برای تغییر فرمول سطح توانگری این شرکت دولتی و اینکه ریشه طرح این پیشنهاد آیا واقعا در راستای شفاف سازی و حل چالش های عمیق این شرکت بیمه ای است ؟

آیا اینگونه انتقادها که به نظر می رسد تحلیل دقیق آیین نامه ها در ان کمرنگ است و بدون پیشنهاد مطرح می گردد به نتیجه اثر گذاری می رسد؟

 از سوئی آیا درخواست تبعیض در تدوین یا اجرای مقررات بین بنگاههای یک صنعت پذیرفتنی است؟ و اساسا چقدر با قوانین و مفاد مندرج در ایین نامه ها هم خوانی دارد؟

آیا بهتر نیست مدیران بیمه ایران برای یک بار همه که شده به جای تلاش برای موجه نشان دادن دوره مدیریتی خود ،عزم خود را در حل ریشه ای مشکلات این بیمه دولتی  جزم کنند؟ حتی اگر دوره مدیریتی شان با تلاطم روبرو شد که بدون شک هیچ جراحی بدون خون ریزی نخواهد بود.

 اعلائی معاون توسعه مدیریت و منابع بیمه ایران گفته است بیمه ایران بعنوان شرکت بیمه گری که قانونگذار خیلی اجازه انتخاب ریسک به او نداده و مجبور است به عنوان یک شرکت دولتی، جایی که انجام عملیات بازرگانی بیمه، توجیه اقتصادی ندارد به نیابت از دولت و با نگاه غیرانتفاعی وارد شود را نمیشود با ملاکهای مورد عمل در خصوص سایر شرکتهای بیمه ارزیابی و مقایسه کرد .

این گفته های اعلائی از چند جهت قابل بحث است اولا اینکه  پرتفوی های تکلیفی با توجه به فقدان مدیریت و ارزیابی ریسک و ولع جذب پرتفوی در دوره های مختلف مدیریتی نمی تواند توجیهی باشد بر این ادله که قانون گذار دست بیمه ایران را در انتخاب ریسک بسته است که شاهد این مدعا دو پرتفوی بنیاد شهید و اموزش و پرورش است که در طی یک سال اخیر و مدیریت پورکیانی تمدید نشد.

ضمن اینکه ادعای داشتن مسئولیتهای اجتماعی خود مقوله ای جداست که نه تنها بر گردن بیمه ایران که همه شرکتهای بیمه  است.

از سوی دیگر به زعم بسیاری از کارشناسان خبره صنعت بیمه،  مدیران بیمه ایران مسائلی را که بعنوان  تفاوت در توانگری این شرکت با بقیه مطرح می‌کنند اتفاقا سبب کاهش نسبت توانگری اش  می‌شود نه افزایش آن. دلیل عنوان این مسأله هم شاید ناشی از همین کمبود اگاهی نسبت به تبعات منفی متفاوت دیدن بیمه ایران نسبت به بقیه شرکتها است. بسیاری از موارد خاص مرتبط با بیمه ایران در صورت اعمال در محاسبه توانگری، اتفاقا‌ موجب افزایش ارزش ریالی ریسک شرکت بیمه ایران خواهد بود و مخرج کسر توانگری انها را افزایش خواهد داد.

لازم بذکر است که اعلائی در جای دیگری از ادله خود برای تغییر فرمول توانگری مالی بیمه ایران تصریح کرده  که فرمول فعلی تعیین توانگری مالی سبب می شود که نتیجه حاصله با واقعیت و برداشت اولیه ذهنی مخاطب از تعریف توانگری فاصله داشته باشد و هم زمینه نگرانی از صنعت بیمه در جامعه فراهم میشود در حالی که میزان داراییها ، توان مالی و حجم نقدینگی ریالی و ارزی موجود و در اختیار بیمه ایران در بهترین شرایط در مقایسه با سالهای قبل قرار دارد.

اولا  گفته این مقام مسوول در بیمه ایران نشان می دهد بیمه ایران به جای اینکه در صدد حل ریشه ای مشکل باشد بیشتر نگران برداشت جامعه است ضمن اینکه اشاره وی به میزان دارائی ها و حجم نقدینگی این شرکت بیمه دولتی نشان می دهد که شاید بهتر باشد در این مقال به صورت مختصر مفهوم توانگری مالی را یاداوری کنیم.

شرکتهای بیمه باید حق بیمه بگیرند و آنرا ذخیره کنند تا خسارت بدهند. برای اینکه منابع ذخیره شده درست نگهداری شود باید نقدشوندگی و ریسک آن منابع کنترل شود. اما  در دنیای واقع ممکن است اتفاقاتی غیرمنتظره روی دهد و لذا علی‌رغم رعایت همه اصول حرفه‌ بیمه ‌گری از سوی شرکت بیمه(تعیین درست حق بیمه و مدیریت مناسب ریسک) خسارتهای غیرمنتظره‌ای پیش یبابد و یا اینکه زیان‌های غیرمنتظره‌ای به ذخایر شرکت که سرمایه‌گذاری شده‌اند وارد شود و لذا شرکت نتواند به تعهدات خود عمل کند. حداکثر خسارتها و زیان‌های غیرمنتظره فوق ارزش ریالی ریسک شرکت بیمه است و شرکت بیمه حداقل به اندازه همین ریسک باید سرمایه داشته باشد. نسبت سرمایه شرکت به ارزش ریالی ریسک شرکت بیمه را نسبت توانگری می‌نامند. یعنی اگر شرکت بیمه به اندازه ارزش ریالی ریسک شرکت بیمه، سرمایه داشته باشد توانگری او 100 خواهد بود. با این تعریف چه فرقی میان توانگری یک شرکت بزرگ یا دولتی با سایر شرکتها می‌تواند وجود داشته باشد. البته ممکن است کسی بگوید که ضرایب ریسک شرکتها با هم باید متفاوت باشد که این غیر از تفاوت در فرمول محاسبه است هر چند همین تفاوت در ضریب هم قابل بحث است و لزوم تفاوت ضرایب میان شرکتها قطعی نیست.

با توجه به انچه گذشت، تغییر فرمولها ، تغییر رویه ها و ایین نامه ها و ... نه تنها مسکنی کوتاه مدت برای مداوای بیماری این شرکت کهن نیست که چه بسا حال وی را بدتر هم می کند ، بیمه ایران میراث دار ضعف مدیریتی است که طی این سالها گریبان گیر ان بوده و به نظر می رسد وزارت اقتصاد و در راس ان دولت باید به دنبال راهکار عاجلی برای حل چالش های این شرکت بیمه دولتی باشند.

ضمن اینکه اگر قرار است آیین نامه توانگری مالی و ضرائب ان تغییر کند باید برای همه شرکتها چه دولتی و چه خصوصی مورد بازنگری قرار گیرد که ضرورت بازنگری این ایین نامه خود بحث دیگری است که در این مقال نمی گنجد.

 

با آن بیمه همراه باشید: