بازاریابی یعنی برآورده کردن نیازهای مشتریان یک بازار هدف خاص و مشخص . از طرف دیگر از آنجایی که مشتریان متفاوت هستند و نیازها، خواسته ها و تقاضاهای متفاوتی هم دارند، بنابراین اگر بر روی مشتریان خاصی متمرکز نشوید، پس هیچ مشتری ای نخواهید داشت . اصلا اگر قرار بود همه مشتریان مثل هم باشند و یا شما با همه مشتریان سروکار داشته باشید دیگر نیازی به بازاریابی و علم بازاریابی نبود.

اگر فکر می کنید که همه ی مردم مشتریان شما هستند و هرکس و در هر زمانی باید بیمه بفروشید باید گفت که تمام پیش فرض های  شما اشتباه است.

یک نماینده موفق و باهوش بهترین بیمه ها را برای بهترین مشتریان آن بیمه ها ارائه می دهد و از این طریق از فرصت های موجود بهترین بهره ها را می برد.

 

 

 

هیچ محصول یا خدمتی در این جهان وجود نداره که بتونه پاسخگوی نیازها و خواسته های مردم باشد. اینجا اصلا بحث قدرت خرید یا عدم خرید مردم نیست بلکه چیزی که منسوخ شده "فروش به هرکس و در هر زمان و در هر مکان" هست که در روزگار فعلی دیگر کاربردی ندارد. گرچه ممکن است در حالتهایی استثنا یا در گذشته این دیدگاه و روش کارایی داشته باشد و عده ای از نمایندگان و کارگزاران توانستند با این روش به پرتفوی قابل توجهی برسند اما امروزه و در حوزه بازاریابی، این روش منسوخ شده محسوب می شود.

 به نوعی می توان کارایی دیدگاه گذشته را در حد پرتابِ گِل به دیوار بدانیم زیرا به هر حال مقداری گِل در هنگام پرتاب گِل به دیوار خواهد چسبید! بنابراین اگرچه این دیدگاه منسوخ هم ممکن است باعث فروش محدودی شود ولی در بلند مدت تبدیل به دلیل اصلی ناکامی نماینده ها خواهد شد. کسانی هم که پیرو این دیدگاه منسوخ هستند خود به خود به سمت و سوی فروش های هیجانی و شعار محور کشیده می شوند. غافل از اینکه امروزه مشتریان دیگر بر اثر شعارها و هیجانات کاذب و القائی فروشنده ها خرید نمی کنند.

 انتخاب بازارهای هدف در صنعت بیمه

 

 با آن بیمه همراه باشید: