خلاقیت

اندیشه خلاق چگونه شکل می گیرد؟

برخی از افراد، نسبت به دیگران، از تفکر خلاق بیشتری برخوردار هستند اما در وجود همه ما خلاقیت وجود دارد. ما بدون خلاقیت هرگز نمی توانستیم آتشی را روشن کنیم برای خود پوشاک بدوزیم و خوراکی های گوناگون را، پخت کنیم.

امروزه نیز، از خلاقیت در امور روزمره زندگی خود استفاده می کنیم. چگونگی آرایش موها، چیدمان اتاق ها و یا پوشیدن لباسها، همگی از نشانه های خلاقیت در زندگی مردم است .

یک ایده تبلیغاتی ، هنگامی خلاق است که بدیع، تازه،غیرمنتظره و غیرمعمولی باشد. برای خلاق بودن، فکرها نیز باید، دارای تاثیر باشند. اغلب آگهی ها فقط حوصله مخاطب را سر می برند. یک آگهی تاثیر گذار ،در صفحه تلویزیون می تواند، بی اعتنایی را از بین ببرد و توجه مخاطب را بر روی پیام و محصول متمرگز کند.

فرآیند خلاقیت از دیدگاه یانگ دارای چهار مرحله است :

1. آمادگی: جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از راه پژوهش ها و مطالعه ها درباره موضوع.

2. کاشت : کنار کشیدن و سپردن ایده به مغز ناخودآگاه، به منظور توسعه ایده.

3. روشن شدن : دیدن نشانه ها و راه حل ها .

4 . تصدیق : پالایش و صیقل دادن ایده هایی که مناسب به نظر می رسند .

جی. پی گیلفورد ، یک روان شناس شناختی مشهور، بین تفکر همگرا و تفکر واگرا تمایز قائل شد. تفکر همگرا برای رسیدن به نتیجه درست از منطق خطی استفاده می کند. تفکر واگرا که کانون تفکر خلاق است، برای یافتن همه جایگزین های ممکن از تفکر مبتنب بر تداعی، استفاده می کند.

تفکر سمت چپ مغز مبتنی بر منطق است و سخن گفتن و نوشتن را کنترل می کند. تفکر سمت راست مغز، شهودی ، غیر شفاهی و احساسی است. اغلب مردم بسته به نوع کارهایشان، از هر دو طرف مغزشان استفاده می کنند. یک هنرمند ،به طور معمول بیشتر به تفکر سمت راست مغز خود، گرایش دارد، در صورتی که یک حسابدار ،بیشتر با سمت چپ مغز خود کار می کند. یک فرد که دارای ژن غالب سمت چپ مغزی است، به طور معمول منطقی، با انظباط و کلامی است. در مقابل، فردی که دارای ژن غالب سمت راست مغزی است، با تصورهای بصری توصیفی، احساس ،شهود، و تفکرهای پیچیده و به هم پیوسته ای سروکار دارد که باید به عنوان یک کل، و نه بخش های مجزا،ادارک شوند.

عضویت درآن بیمه

با آن بیمه همراه باشید: