باران که می آید خیلی ها از لذت قدم زدن در زیر آن در کنار معشوقه خود غزل میسورایند و خیلی ها شکر رحمت الهی را به جای می آورند . خیلی ها باران را چشم انتظارند و خیلی ها بارانی می شود دیدگانشان در انتظار آن . خیلی ها از بوی خاک باران خورده مست میشوند و خیلی ها نیز منتظرآمدن یوسف گم کرده خود می باشند . آری باران رحمت خداست و نام دختر من باران است .

درکنار معشوقه

من باران را دوست دارم، هر اندازه که مرا خیس کند، حتی مرا با سیل خوروشان برکات الهی ویران کند، باز هم من، باران را دوست دارم . باران می بارد و آسمان سیاه از دل خود قطرات درخشان باران را بر سر زمین تب دار میریزد. گویا زمین خودش را برای آبستن شدن حوادثی عظیم آماده می کند. وصالی در حال روی دادن است. آسمان، زمین را برای خود خواستگاری کرده است و مهریه اش را باران قرار داده .

زمین چشم انتظار باران است . باران می بارد و رویشی سبز در راه است . آسمان هر لحظه رنگ و شکلی تازه از خود به نمایش می گذارد، گویی قصد دارد وقار و شکوهش را به رخ معشوقه خود بکشاند . زمین تشنه باریدن باران است و آسمان نویدی از امید به روزهای پیش روی را در گوش آن نجوا می کند، اما هنوز چشمها منتظر آمدن باران است .

ناگهان دل آسمان میترکد از آن همه انتظار و بی تابی زمین برای وصال، ابرها نوید آمدن باران را می دهند، وسعتشان خیلی زیاد است، گویی قصد دارند زمین را به کلی در آغوش بگیرند . باد در شاخ و برگ گیسوان زمین می پیچد و زوزه کشان آغاز سالی نو را نوید می دهد و اینک بهار از را می رسد و طنازی زمین آغاز می شود .

غرش ابرها و وزیدن طوفانها شکوه و عظمت را به زمین هدیه می کنند و باران می بارد . باران می بارد تا آسمان را در چشمان زمین به اوج برساند، باران می بارد تا طنازی زمین عظمت خالق هستی را در رویشی سبز به ارمغان رساند . باران برای زمین یعنی زندگی و برای آسمان یعنی تمام هستیش  .

آری باران در سراسر این زمین تب دیده باریدن گرفت، هل هله آغاز شد، جان زمین تازه شد . گویی این همه چشم انتظاری بی حاصل نبود و زمین به مراد دلش رسید .

بله باران کمی پیش از تحویل سال نو هدیه آسمان بود به مادر تمام ما مخلوقات خدا، مادر سالها دلتنگ باران بود و چشم انتظارش برای اینکه فرزندانش را سیراب کند از رحمت الهی و برکت را درسفره ها بگستراند .

اما این بار آسمان گویی فراتر از همیشه می خواست مهربانیش را به مادرمان ارزانی کند، و مادر نیز سرخوش بود از این همه مهربانی و محبتی که عاشقانه تقدیمش می شد .

باران می بارد، زمین سیراب می شود، اما هنوز باران می بارد، گویی دعاهای مادرمان غیرت آسمان را به جوش آورده و باران برای زبانه کشیدن شعله های این عشق تا آسمان، زمین را در دریایی از برکت و رحمت الهی غرق می کند .

شکوه این عشقبازی ، همه را حیران خود ساخته و دلهای فرزندان را نگران، مادر صدای ناله کودکانش را در سرتاسر وجودش می شنود، اما چه کند که دعاهای خودش غیرت آسمان را به جوش آورده و تا غرش ابرها و وزیدن طوفانها به گوش برسد، صدای ناله های فرزندان به گوش آسمان نمی رسد .

رگهای مادر ترکید از بارش باران و طغیان کرد سیلی ویرانگر بر سر فرزندانش، مادر دلنگران امروز بود و مشتاق فردا که با گذر از این آوردگاه رویشی سبز را در آغوش خود می پروراند و فرزندانش را بیش از پیش از برکات حق تعالی برخوردار می سازد.

سیل 98

اما چه گذشت بر سر فرزندان در این ایام که می گذرد از سالی که نکوست و بهارش نوید رحمت و برکت با خود به ارمغان آورده است .

چاره کارشان در آن روزها که تشنه بود مادرشان، نگاهداشت بارانی بود، که بود اما کم بود. رگهای مادر به علم و دانش و سنگ و آهن و کار بسیار بستند و برای معیشتشان مادر را به شکلی که خود می پنداشتند تسلیح کردند . به گونه ای که حتی قطره بارانی از دستشان نمی چکید .

باران را با وجود کم بودش در حصاری از سنگ و آهن به بند کشیدند و به اراده خود امور را سپری کردند . به جان مادر افتادند، با بیل و کلنگ برای یافتن مقداری ناچیز از باران مانده درجان زمین .

غرق خودرو

چاه ها حفر کردند و قنات ها بنا نهادند، بلکه بتوانند امور را به اراده خود در آورند . قافل از آنکه اراده تمام هستی در دستان خالق هستی است که به میزان بیش از نیاز برای اشرف مخلوقاتش برکت و رحمت ارزانی داشته، اما دریغ از کمی تعقل و تفکر که برابر است با هفتاد سال عبادت، در اینکه حال که ما به انباشتن باران در پشت بند ها همت گماشتیم، تا به میزان دلخواه و با توجه به مصالح امور برکات خدا را در میان خلق تقسیم نمائیم، آیا از اراده خدا در اعطای رحمت و برکت بی حد و اندازه به تمام مخلوقات پس از گذر از دوران کم آبی نترسیدیم ؟

بدون شک خداوند عالم جمجه انسان را متناسب با اندازه مغز او خلق کرده است نه متناسب با اندازه افکارش، که افکار دنیایی دارد نامحدود و در هیچ ظرفی نگنجد و اراده خدا نیز به همین شکل است و هیچ محدودیتی بر آن وارد نیست .

چشم به راه کمک

حال این پرسش مطرح می گردد که چرا پس از دخالت در اراده خالق هستی در ساماندهی رودها و ایجاد سد های عظیم با ظرفیت های محدود، فکری در خصوص کنترل و مدیریت خروجی آنها در دوران وفور نعمت الهی نکرده اید ؟

چرا با سوء مدیریت جشن زیبای بهار و وصال زمین و آسمان و رویشهای سبز در پیش روی را دستخوش ترسها، بحرانها، ویرانی ها و آوارگی بندگان خدا کردید، که روزگاری ناله بی بارانی سر می دهند و امروز شیون آوارگی از طغیان رودها و بی تدبیری مدیران در این سرزمین .

 آن بیمه درخصوص وقایع اخیر همدردی خود را با سیل زدگان عزیز ابراز می دارد و از خداوند متعال صبر و شکیبایی را برای یکایک شما هم میهنان درخواست دارد 

این گروه در خصوص مشاوره در مورد مسائل بیمه ای آمادگی خود را برای انجام خدمات به کلیه هم میهنان عزیز اعلام می نماید  

نویسنده : مشاورسبز

 

عضویت درآن بیمه

 

با آن بیمه همراه باشید: