بیمه تکمیل درمان

 با خودم گفتم ببین عجب کارفرمای بی انصافی که به جای اینکه به فکر نجات این کارگرهای بیچاره باشه، کمک که نمی کنه هیچ، قصد شکایت کردن از اونها رو هم داره .

من که امروز را مرخصی گرفتم، بهتره منتظر بمونم تا کارفرما از راه برسه، شاید من دارم زود قضاوت می کنم.

یک ساعت در بیرون اتاق مجروحان منتظر آمدن کارفرما ماندم، تا اینکه از دور آن پیرمرد پریشان حال دیروز را دیدم که در حال نزدیک شدن به من بود، ایستادم جلوی راه ایشان و بهشون سلام کردم، به سردی جواب داد و وارد اتاق شد. دیدم به سمت علی رفت و پس از پرسیدن حالش گفت بیا این میوه ها رو برات آوردم بخور تا جون بگیری، به خانوادت هم خبر دادم، دادش بزرگترت تا شب می رسه تهران ...

علی گفت؛ حاجی دستت در د نکنه، من چطور باید جبران کنم . حاجی سری تکان داد و گفت خوب که شدی خیلی کار داریم که باید انجام بدیدم.

ناگهان پرستار از راه رسید و از من پرسید شما که هنوز نرفتین، من هم گفتم من با حاجی میرم، پرستار که وارد اتاق شد، گفت حاج آقا اون یکی هم که تو اتاق عمل بود، خوشبختانه پیوند انگشتش جواب داده و انشاالله می تونه از دستش استفاده کنه ...

حاجی دستش رو بالا برد و گفت خدایا شکر.

من که تا آن لحظه از نزدیک با ایشان برخورد نداشتم احساس کردم ایشان فرد مومن و مذهبی هست، اما هنوز برایم این سوال باقی مانده بود که یک چنین آدمی چرا کارگرش رو تحدید به شکایت کرده بود .

حاجی از اتاق بیرون آمد و من گفتم حاج آقا می تونم کمی با شما صحبت کنم .

گفت در مورد چی ؟

گفتم در مورد بیمه  و جبران خسارت های دیروز تا حالا ...

حاجی خندید و گفت یعنی کشور ما انقدر پیشرفت کرده که کارشناس بیمه رو می فرسته در اتاق مریض تا خسارت هاشو جبران کنه ...

گفتم چرا که نه حاج آقا اگر بتونم کمکی کنم خوشحال می شم ، حاجی گفت خوب ما چطور می تونیم از شرکت شما پول خسارتهامونو بگیریم؟

من هم بهشون گفتم حاج آقا شما مگه از شرکت ما بیمه نامه تهیه کردید.

حاجی گفت سال پیش یه جوانی از بیمه سامان اومد و رستوران رو بیمه آتش سوزی کرد، یه 1 میلیونی از ما پول گرفتن ...

از حاجی پرسیدم، حاجی شما کارگاه رو بیمه مسئولیت کارفرما هم کردید، حاجی گفت آره پسرم، من دوبار تاحالا دچار چنین حوادثی شدم .

من 5 نفر با نام و 2 نفر بی نام از کارگرهامو بیمه کردم . دادم نمایندگی بیمه آسیا ، امروزم رفتم شعبه دنبال این کار ...

گفتم حاجی خیلی کارت درسته، حالا شما که به فکر همه این مسائل بودی پس چرا به کارگرات گفتی ازشون شکایت می کنی ...

حاجی یه نگاهی به من کرد و گفت خوب از همه چیزم خبر داری، اینارو علی گفته نه، گفتم آره حاجی اما جون من به روش نیارید .

گفت آخه هزینه عمل جراحی ناصر خیلی زیاد شده، چونکه تامین اجتماعی هم گفته بیشتر از سقف تعهداتش پول نمیده، خوب اینکه کاری نداره حاجی مابقیشو بیمه آسیا می ده دیگه، خوب اون موقع که این مشکل پیش آمد نمی دونستم می شه از شرکت های بیمه هم پول گرفت، اما امروز که رفتم اونجا خانمه گفت، نگران نباشید، انشاالله که سالم بشن هزینه هاشو ما جبران می کنیم .

یک دفه به سرم زد از حاجی در مورد بیمه تکمیل درمان سوال بپرسم، گفتم حاجی این بنده خدا ها بیمه تکمیلی دارن، حاجی گفت نه این یکی فکر کنم کار خودت باشه، گفتم چطور حاجی ؟ حاجی گفت آخه رستوران من کلا 10 نفر نیرو داره و هیچ کدام از این شرکتها قبول نمی کنن این کارو انجام بدن، می گن صرفه نداره ...

به حاجی گفتم، حاج آقا این کارو به خودم بسپار برات بهترین بیمه تکمیل درمانی با کمترین فرانشیز و با بهترین پوشش ها و خدمات رو انجام می دم . شما که خدارو شکر کارفرمای به این خوبی هستی، من هم تمام سعی خودمو می کنم تا بهترین پیشنهاد بیمه تکمیل درمان رو براتون آماده کنم .

 پایان قسمت دوم 

تاریخ : 1397/10/27

نویسنده : مشاورسبز

عضویت درآن بیمه

با آن بیمه همراه باشید: